لاله ی خاموشی...

خدا دیگه بریدم 

 

دیگه بسه

 

خودت به دادم برس

 

کم آوردم 

بدجور کم آوردم...

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 19:58 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

نامم زن است...

زمانی زنده به گورم میکردند...

گاه سنگسارم

گاه مرا ضعیفه و زنیکه میخوانی

گاه لچک به سر

و من از هر مردی که تویی مردترم

وقتی که برای پوشاندن کاستی های درونت 

به باد انتقام میگیری و من سکوت میکنم و لبخند میزنم 

همان وقت که تو عربده میکشی و من به حکم آبر داری 

پنجره را میبندم 

همان وقت که من درد میکشم و تو پدر میشوی

و باور کن که من از تو مردترم همان وقت که در تاکسی

زانویت را به زانویم میسایی و من خودم را جمع میکنم 

و آهسته میگویم آقای راننده نگه دار 

و بدتر از آن این است که می دانم 

با اعتراض من تو خواهی گفت _با وقاحتی چندش آور_

زنیکه یک چیزی اش میشود

و باز من از تو مردترم 

همان وقت که پیش پاهایم ترمز میزنی و میگویی 

_چند_

و من رویم را برمیگردانم و تو نمیدانی که دلم چگونه است

گریستنی سخت

دور از اندیشه بیمار تو

و باور کن که همان وقت 

درست همان وقت

من از تو مردترم...

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 19:55 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

یه درد و دل ساده .یه واقعیت تلخ...

تو اوج تنهایی و نا امیدی یکی میاد میشه تمام زندگیت روزی هزار هزار هزار بار کنار خودت

تصورش میکنی 

خواب و بیداریتو با اون میبینی

سعی میکنی به صلیقه اون لباس بپوشی

به صلیقه اون رفتار کنی

ولی اخر چشماتو باز میکنی و میبینی بد رکب خوردی

بد...

حالا تنهایی و فال حافظ مونده برات..

ولی نهایتش بی اعتمادی به عالم و آدم 

شکسته شدن چهره...

پیر شدن همینا میمونه برات...

دااااغونه داغووون....

 

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 2:7 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

سلام دوست جونام دیدید؟؟؟


دیدید؟؟؟؟؟


هی میگم بشنید سر درس و مشقتون گوش نمیدید الان 


به غلط کردم غلط کردم افتادیدbig tears emoticon



من خودم به شخصه غلللط کردم خدا جون کمک کن این 


امتحانا خوب تموم شه هم برا من هم همه دوستامcrying and sniffling emoticon



خدا جونم هم به جای خودم هم همه دوستام قول میدم از ترم 


بعد مثل بچه آدم درس بخونیم sad face emoticon



دوست جونام 7 بهمن امتحانام میتمومهپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/


 بعد امتحانا میبینمتون بووووووووووس بووووووووس


http://www.messletters.info/comments/kisses-and-love/kisses-09.gif



دوستون دارم.../.



[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 20:0 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

ی زندگی...

دوستام لطفا تا اخر تماشا کنید می ارزه.../.


Life

[ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 ] [ 2:20 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

حال گیریD:...

دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه ب آرژانتین منتقل شد



پس از دو ماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود به این مضمون دریافت می کند:



لورای عزیز متاسفانه دیگر نمیتوانم  به این رابطه از راه دور ادامه بدهم



و باید بگویم که در این مدت ده بار به تو خیانت کرده ام !!!



 و میدانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم . من را ببخش



و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست...............با عشق "رابرت"



دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد 



از همه همکاران و دوستانش خواست که عکسی از نامزد. برادر. پسر عمو  . پسر دایی



خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس رابرت "نامزد بی وفایش"



در یک پاکت گذاشته و همراه  با یادداشتی برایش پست میکند. به این مضمون:



رابرت عزیز مرا ببخش اما هر چه فکر کردم چهره تو را به یاد نیاوردم



لطفا عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت  جدا کن



و بقیه را ب من برگردان.../.

[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 ] [ 23:59 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

خاطره ای از یه آرزو...

یه اتاقی باشه گرمه گرم...   روشنه روشن...   تو باشی ... منم باشم...  کف اتاق سنگ باشه ...



سنگ سفید...  تو منو بغل کنی که نترسم که سردم نشه...  که نلرزم...  تو تکیه دادی به دیوار ...



پاهاتم دراز کردی...   منم اومدم نشستم روز پاتو بهت تکیه دادم...   با پاهات محکم منو گرفتی...



دوتا دستتم دورم حلقه کردی ...   بهت مبگم چشماتو میبندی...   میگی آره بعد چشماتو میبندی...



بهت میگم برام قصه میگی؟ تو گوشم؟ می گی آره...  بعد شروع میکنی آروم تو گوشم قصه گفتن...



یه عالمه قصه طولانیو بلند که هیچ وقت تموم نمیشن ...   میدونی؟   میخوام رگمو بزنم...



تو چشماتو بستی... نمیبینی... من تیغو از جیبم در میارم... نمیبینی که.... سریع میبرم ... نمیفهمی که...



دستم میسوزه...   لبمو گار میگیرم که نگم آآآخ ...   که چشماتو باز نکنی...   که منو نبینی...



که نفهمی...  تو هنوز داری قصه میگی چه قشنگه نه؟؟؟



من شلوارک پامه...   دستمو میزارم رو زانوم...  خون میاد از دستم ... میریزه رو زانوم...



از زانوم میریزه رو سنگا...  قشنگه مسیر حرکتش نه؟؟؟



حیف که چشمات بست استو نمیتونی ببینی ...   تو بغلم کردی...   میبینی که سرد شدم...



 محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم...  میبینی نامنظم نفس میکشم ...



تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت ولی از اسپری حرفی نمیزنی چون میدونی بدم میاد...



میبینی هر چی محکم تر بغلم میکنی سرد تر میشم...  میبینی دیگه نفس نمیکشم...



چشماتو باز میکنی میبینی من مردم...  میدونی؟؟؟   من میترسیدم خودمو بکشم ...  از سرد شدن



از تنهایی مردن...  از خون دیدن... میترسیدم...



وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم درست مثل شبایی که خواب بد میدیدمو بغلم میکردی آروم میشدم...



مردن خوب بود... مثل ادامه خواب تو شبایی که میترسیدم ولی بغلم میکردیو آروم میشدم...



آرومه آروم...  گریه نکن دیگه...  من که دیگه نیستم... که وقتی اشکتو میبینم چشماتو بوس کنم...



بگم خوشگل شدیاااا...   که همونجوری وسط گریه هات بخندی...  



گریه نکن دیگه خب؟ دلم میشکنه...



دل روح نازکه ... نشکونش خب؟



[ شنبه بیست و سوم شهریور 1392 ] [ 14:51 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

دنیای من...

عاشق دغدغه های دخترونم ...



ست کردن تاب و دامنام



گشتن تو صد تا مغازه و خرید کردن از همون اولی...



جیغ های بنفش از ته دلمون برای شهربازی...



پیدن لاکهای رنگو وارنگمون  بهم ریختنو دوباره چیدنشون...



دور همی با دخترای فامیل پچ پچ های در گوشیمونو یهو بلند بلند خندیدنامون...



حرفای دخترونه و فحشای خاص نثار مخاطب خاص کردن ...



کلکسیون ساختن از رژای رنگارنگم ...



سر گذاشتن رو شونه دوستمو های های گریه کردن...



لوس شدنام واسه بابایی...



قهر کردنام با مامان خانوم...



گریه های از ته دلم موقع آهنگ گوش کردن یا رمان خوندن ...



دفاع های با چنگ و دندونم از معصومیت و تنهاییام...


من دخترونگیهامو با هیچی عوض نمیکنم...



نه با تماشای فوتبال از تو ورزشگاه...



نه با آزاد بودن و گشت زدنای نصف شبا ...



نه با بی دغدغه سیگار کشیدن تو پیاده روهای شهرم وقتی آسمونش ابریه...



نه با هیچیه هیچیه هیچی...



دنیای دخترونمو فقط یهی دختر میتونه لمسش کنه.../.




[ شنبه بیست و سوم شهریور 1392 ] [ 14:11 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

دنیای ما دخترا

دنياي ما دختــــرا:

پر از لاكاي رنگارنـگ...

رژ لباي پررنگ...


گردنبنداي طلايي..نقره اي...


انگشتر و جواهر


پر از سـت كردن دامن با تاپ

ساپورت, ساقاي رنــگي رنـــگــي


پر از قراراي دخترونه


دوره همي...


تلفناي 2 ساعته با موضوع مخاطب خاص!!!


گريه كردناي يــواشـكي زير پتوهاي صورتي


دفترچ ـ ـ‌ـ ـــه خاطرات ـ ـ


قول دادن به همديگه سر فراموش كردناي بعضیا!


قول دادن به هم و اينكه فردا يه روز جديده!


دوردوراي پر شيطنت


پاستا خوردن تو كافه ي دنج...


اهنگ گوش دادناي نصف شبي تو اتوبانا...


با ناراحتي به هم زنگ زدن و چن دقيقه بعداز شوخياي هم خنديدن


ارايشگاه رفتناي هول هولكي


1000بار اين جمله رو تكرار كردن: تو ك اكي ميشي حالا من چيكار
كنم؟

اس دادناي شبونه: بهت زنگ زد؟ نه؟ گورباباش


نشستنـ 4 -5 تايي دور ميز و نسكافه خوردن،مسخره كردن
همديگه


كلمه هاي رمزي ك فقط خودمون معنيشو ميدونيم


رازايي ك فقط خودمون ازشون خبر داريم


دنياي ما پره از لباساي سفيد وتوراي پف پفي و مخاطباي خاصمون...


ك شاهزاده سوار بر اسب سفيدمونن


دنياي ما دخترا پره از احساسات پاك و روياهاي دختروونه ...

[ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 ] [ 16:9 ] [ e|m!r@..a ] [ ]

دوست جووووونام مرسی

سلا دوستای گلم ...من یه مدت به خاطر مشکلایی که داشتم نمیتونستم بیام نت ینی خیلی کم 

میومدم و


 نمیتونستم به دوستام سر بزنم یا پست جدیدی بزارم


ولی هر وقت که هول هولکی به وبلاگم سر میزدمو  نظرای شمارو میدیدمو میفهمیدم که هنوز به

 یادمید 


یه دنیا خوشحال میشدم مرسی دوستای گلم ایشالا که بتونم محبتتونو جبران کنم 


همتونو خیلی خیلی دووست دارم ...


خیلی از دوستای نتی از بعضی از دوستای دنیای واقعی با مرام ترن



تقدیم به تک تک دوستای خیلی خیلی خوبم  مخصوصا:


 داداشی هادی.داداشی امیر علی . ارشیا.ترنم.شمیم.محمد رضا.سپیده.آفرو.دختر یخی.مجید محمد پور.تسلیت قلب صبورم.

 فرشید و ......


[ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 ] [ 16:32 ] [ e|m!r@..a ] [ ]