اه اه اه اااه ااااااااااااااااه هیچی بدتر از منتظر عشقت بودن نیست بیا دیگه خسته شدم



تاريخ : یکشنبه سی ام آذر 1393 | 13:10 | نویسنده : e|m!r@..a |

 

بهترییییییییییییییییییییییییییییییین حس دنیاست

 

وقتی دستت تو دستشه

 

و کلی کلی کلی حس امنیت داری .../.



تاريخ : یکشنبه سی ام آذر 1393 | 0:47 | نویسنده : e|m!r@..a |
Instant Words
1,000 Most Frequently Used Wordsa



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و هشتم آذر 1393 | 16:51 | نویسنده : e|m!r@..a |

 

ببین که عشق تو شده همه جونم

 همه بهم میگن که خیلی دیوونم

 خودت که میدونی فقط تورو دارم

 چجوری از چشمات چشمامو بردارم

همه بهم میگن که اشتباه کردم

 همه نمیدونن چقد دعا کردم

 خدا خدا کردم ...

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 15:24 | نویسنده : e|m!r@..a |

 

خداجون خواهش میکنم دیگه نبودنشو تجربه نکنم تو اون چند

 وقتی که نبود قدر یه عمرررررر پیر شدم . 

 خداجون خواهش میکنم همیشه باشه خواهش میکنم ....

 من بی اون میشم همون مرده متحرک قبلی .

 خدا جون خودمو عشفمو رابطه عالیمونو  به خودت میسپارم.../.



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 11:49 | نویسنده : e|m!r@..a |

 

 

الان چند ساله میگذره که باهامه
عقل و هوشه منو برده اون چشای نازشو
چشای نازشو…
دوتا دیوونه که صبح تا شبو دیدیم
شب با هم رو تختو فردا صبح دوباره گیجیمو
صبح دوباره گیجیمو…

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 1:15 | نویسنده : e|m!r@..a |

 

 

nemidunam bare chiiii

 

ba to khube hameeeeee chiiiii

 

 

akhe man asheeeeghetam 

 

 

behtarinamiii

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 16:19 | نویسنده : e|m!r@..a |
نامم زن است...

زمانی زنده به گورم میکردند...

گاه سنگسارم

گاه مرا ضعیفه و زنیکه میخوانی

گاه لچک به سر

و من از هر مردی که تویی مردترم

وقتی که برای پوشاندن کاستی های درونت 

به باد انتقام میگیری و من سکوت میکنم و لبخند میزنم 

همان وقت که تو عربده میکشی و من به حکم آبر داری 

پنجره را میبندم 

همان وقت که من درد میکشم و تو پدر میشوی

و باور کن که من از تو مردترم همان وقت که در تاکسی

زانویت را به زانویم میسایی و من خودم را جمع میکنم 

و آهسته میگویم آقای راننده نگه دار 

و بدتر از آن این است که می دانم 

با اعتراض من تو خواهی گفت _با وقاحتی چندش آور_

زنیکه یک چیزی اش میشود

و باز من از تو مردترم 

همان وقت که پیش پاهایم ترمز میزنی و میگویی 

_چند_

و من رویم را برمیگردانم و تو نمیدانی که دلم چگونه است

گریستنی سخت

دور از اندیشه بیمار تو

و باور کن که همان وقت 

درست همان وقت

من از تو مردترم...



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 19:55 | نویسنده : e|m!r@..a |

دوستام لطفا تا اخر تماشا کنید می ارزه.../.


Life



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 2:20 | نویسنده : e|m!r@..a |
دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه ب آرژانتین منتقل شد



پس از دو ماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود به این مضمون دریافت می کند:



لورای عزیز متاسفانه دیگر نمیتوانم  به این رابطه از راه دور ادامه بدهم



و باید بگویم که در این مدت ده بار به تو خیانت کرده ام !!!



 و میدانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم . من را ببخش



و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست...............با عشق "رابرت"



دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد 



از همه همکاران و دوستانش خواست که عکسی از نامزد. برادر. پسر عمو  . پسر دایی



خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس رابرت "نامزد بی وفایش"



در یک پاکت گذاشته و همراه  با یادداشتی برایش پست میکند. به این مضمون:



رابرت عزیز مرا ببخش اما هر چه فکر کردم چهره تو را به یاد نیاوردم



لطفا عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت  جدا کن



و بقیه را ب من برگردان.../.



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 | 23:59 | نویسنده : e|m!r@..a |